|
|
زهره نجوا
(
|
|||||||||||||||||||||||
![]() |
افسوس که کسی نیست........ |
| درج شده در تاریخ ۹۰/۱۱/۰۶ ساعت 18:18 بازدید: 266 نفر |
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() | |
افسوس که کسی نیست........ افسوس که کسی نیست تاگذشته های پرملالم را از من بگیرد وآینده ای پراز شادی را به قلبم هدیه کند افسوس که کسی نیست! تا بار فراق وجدایی را از دوش من بردارد وکوله باری از محبت خویش را جایگزین آن کند افسوس که کسی نیست....... از من بخواهد ناگفته های قلبم را که عمریست خک خورده سینه ام شده است را برایش بازگو کنم ودر پاسخ عشق بی پایانش را نثار دل بیمارم کند! افسوس......... افسوس که در این روزگار کسی نیست جز سکوت وتنهایی و دلتنگی که عمری گوشه نشین قلبم شده اند وهروز غم را بادلم همخوانی می کنند.
| ||
لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
| انجمن های مستقل | |
![]() | ترنم |
![]() | مجتمع آموزشی ماندگار میانه |
![]() | هفته نامه قافلان |
![]() | اتاق قرمز |
![]() | انجمن اعضای ویژه |
| ایجاد انجمن مستقل | |
کاربران آنلاین


zohreh-jooon )
خانه
دوستان (109)
گالری تصاویر (0)
کلیپ ها (0)

اپیلاسیون تهران
چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغات
اولین استودیو صدابرداری و آهنگسازی در میانه (در سطح حرفه ای) *Aytay-studio*




ماجرای خواندنی شعر معروف شهریار درباره حضرت علی(ع)
راز طول عمر امام زمان (عج)
اقامتگاه امام زمان(عج)
دار قالی و دخترک






















































































رها ....: زیبا بود مرسی
مرسی از شما@};-
مارتین: عالی بود مرسی
مرسی از شما که سر زدین@};-
نسل سوخته: و هزاران افسوس دیگر
@};-@};-@};-
و دلم باز شکست
وتنم باز گریست
و نگاهم بی یاری گم شد
من چه تلخم امروز.....
تا رهایی: امروز شنیدم که رفته ای و دلم باز شکست وتنم باز گریست و نگاهم بی یاری گم شد من چه تلخم امروز.....
ghashang buuuuud
mersiiiiiii@};-
خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش
دوستهایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو
هرکسی می خواهد
وارد خانهء پر عشق و صفای من گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند
شرط وارد گشتن
شست و شوی دلهاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار
خانهء ما اینجاست
فریدون مشیری
محسن پارسا: من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست کنج هر دیوارش دوستهایم بنشینند آرام گل بگو گل بشنو هرکسی می خواهد وارد خانهء پر عشق و صفای من گردد یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند شرط وارد گشتن شست و شوی دلهاست شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست بر درش برگ گلی می کوبم روی آن با قلم سبز بهار می نویسم ای یار خانهء ما اینجاست فریدون مشیری
ممنون
انگار دارم رو ابرا راه میرم….روی ابرا کسی بهم نمیگه دیوونه…! بعد با بغض پرسید تو هم فکر میکنی من دیوونه ام؟؟؟ … اما اون از من دیوونه تره .
یه بار بی مقدمه گفت : توهم از اون قرصها داری؟ قبل از اینکه چیزی بگم گفت : وقتی از اونا میخورم حالم خیلی خوب میشه .
بعضی وقتا خوب بود ولی گاهی دوباره به هم میریخت.
اونشب برای اینکه آرومش کنم سعی کردم بیشتر بش نزدیک بشم وباش صحبت کنم.
اگه وسط جشن یهو میزد به سرش و دیوونه میشد ممکن بود همه چیزو به هم بریزه وکلی آبرو ریزی میشد.
خوب یه جورائی اونا هم حق داشتن که اونو با خودشون نبرن؛
اما دیگه برای این حرفا دیر شده بود. باید تا برگشتن اونا از عروسی پیشش میموندم.
همش بهم نگاه میکرد و میخندید… به خودم گفتم : عجب غلطی کردم قبول کردم ها….
اوایل حالش خوب بود ؛ نمیدونم چرا یهو زد به سرش. حالش اصلا طبیعی نبود.
جز سکوت وتنهایی و دلتنگی که عمری گوشه نشین قلبم شده اند:-az:-az
55555555555555555555
55555555555555555
55555555555555
555555555555
5555555555
55555555
555555
5555
555
55
5
عشق-من: من هستم
محرم کریمی: وای خدااااااااا حرفای دلمرو نوشتین ممنونم ازتون واقعا جالبه موفق باشین.